feed-image

گفت و گو


porkareh100.jpg
مصطفي پركره جانباز قطع نخاعي آسايشگاه امام خميني
esfandeghe22.jpg
مرتضی امیری اسفندقه
motevaselian.jpg
سردار آزاده احمد متوسليان
rahimian.jpg
حجت‌الاسلام والمسلمين "محمدحسن رحيميان"
showthumbnail.jpg
فهيمه صابري
profesor-mohamad.jpg
محمد لگنهاوسن
almasi100.jpg
جهانگير الماسي
borji-6321.jpg
رضا برجي
niroomand-100.jpg
محمد حسين نيرومند
mahdavi-100.jpg
مجتبي مهدوي
hamraah-100.jpg
ابوالفضل همراه
nezaamzadeh-100.jpg
حجت الاسلام و المسلمين "محمد علي نظام زاده"
delshadi.jpg
غلامرضا دلشادي
nezaamzadeh-100.jpg
حجت الاسلام و المسلمين "محمد علي نظام زاده"
rahimian-100.jpg
محمد حسن رحيميان
شناسه خبر:3743 دوشنبه, 19 بهمن 1388 07:32 چاپ نسخه چاپی
پست الکترونیکی ارسال به دوستان
ویژه های کیهان

- كيسينجر: موازنه قدرت در خاورميانه به نفع ايران است

وزير خارجه اسبق آمريكا معتقد است توازن قدرت در منطقه خاورميانه به نفع ايران و به ضرر آمريكاست.

هنري كيسينجر استراتژيست صهيونيست آمريكا در روزنامه واشنگتن پست نوشت: دولت آمريكا با توجه به اهميت راهبردي عراق، بايد قبل از اينكه به خروج اين كشور بيانديشد، بكوشد تا سياست موازنه قدرت در منطقه را بوجود آورد. چرا كه در شرايط كنوني اين قدرت به نفع شيعيان و ايران تمام شده است.

كيسينجر با تاكيد بر اينكه بين النهرين طي هزاره گذشته كانون استراتژي منطقه بوده و مركز عراق يعني بغداد مرز بين دنياي شيعه و سني و در شمال آن كردستان منطقه حساس بين ايران و تركيه قرار دارد نوشت: لذا به نفع آمريكا نيست كه با خروج از عراق يك خلأ قدرت در اين كشور بوجود آورد. دولت اوباما قبل از اشغال عراق بايد بطور صريح اعلام كند كه عراق در استراتژي واشنگتن نقش بسيار مهمي دارد.حفظ موازنه قدرت بين ايران و عراق يكي از اهداف اساسي و سياسي منطقه بود. در آن زمان حكومت بغداد در دست يك ديكتاتور سني بود. اما اكنون حزب شيعه قدرت را بدست گرفته است.

اظهارات اين استراتژيست آمريكايي در حالي است كه ژنرال مك كريستال فرمانده نيروهاي ارتش آمريكا و ناتو در افغانستان هم، پيروزي در اين كشور را «دور از دسترس» توصيف كرد و گفت: باز هم مي گويم اوضاع در افغانستان وخيم است.

وي در حاشيه نشست وزراي دفاع كشورهاي عضو ناتو در استانبول بر لزوم افزايش نيروها در افغانستان تاكيد كرد و گفت: «اين جنگ، جنگ برداشت ها و دريافت ها است. جنگ فيزيكي نيست كه بگوييد چند نفر را كشته ايد يا چند كيلومتر را فتح كرده ايد. هرچه هست در ذهن طرفين جنگ مي گذرد و مردم افغانستان از همه مهم ترند.»

شمار تلفات نيروهاي خارجي از آغاز سال جاري ميلادي تاكنون به 50 تن رسيده است. در حملات و ناآرامي هاي ماه ژانويه امسال در افغانستان 30 نيروي نظامي آمريكا كشته شده اند كه اين ميزان در مقايسه با 14 كشته ارتش آمريكا در ژانويه 2009، از افزايش دوبرابري خبر مي دهد.

- با انقلاب كه بود «تندرو» بود ضد انقلاب كه شد مدال «شجاعت» گرفت

يك روزنامه فرانسوي ميرحسين موسوي را فردي «تندرو» در سال هاي اول انقلاب خواند اما بلافاصله تأكيد كرد وي فرد شجاعي است و مي گويد انقلاب شكست خورده است!

لوموند به مصاحبه اخير و سياه موسوي به بهانه سالگرد انقلاب استناد كرد. موسوي در آن مصاحبه به تبعيت از همه گروهك هاي ضدانقلاب و رژيم هاي استكباري، نظام اسلامي را متهم به استبداد مذهبي كرده بود. لوموند با اشاره به تظاهر موسوي به طرفداري از قانون اساسي، درباره چرايي اين موضوع از قول احمد سلامتيان (از منافقين عضو حلقه اصلي اطرافيان بني صدر) نوشت: سران مخالفان مي خواهند انسجام آنها را حفظ كنند.

روزنامه فرانسوي سپس نوشت: آقاي موسوي تاكنون هرگز به اين اندازه پيش نرفته بود. آدم شجاعي كه امروز اعلام مي كند براي آزادي آماده است تا آخر خط برود، يكي از سران كشور در دهه 80 ميلادي و در دوران تصفيه مخالفان بود. نخست وزير آن روز كه در تندروي هاي سال هاي اوليه سهيم بوده امروز به جايي رسيده كه مي گويد انقلاب شكست خورده و استبداد مذهبي بدترين نوع استبداد است. بازتاب سخنان موسوي را مي توان در بيانيه خاتمي هم پيدا كرد. اذعان به شكست انقلاب از سوي نخست وزير سابق در ايران امري بي سابقه است.

گفتني است موسوي درحالي نظام اسلامي را متهم به ديكتاتوري و استبداد مذهبي مي كند كه در برابر قانون اساسي، رأي ملت، آرمان ها و رهنمودهاي حضرت امام به خودكامگي مستظهر به حمايت هاي آمريكا و انگليس و اسرائيل رو كرد و به خاطر جاه طلبي هاي خود و آلودگي هاي برخي اطرافيان حاضر شد منافع ملي را قرباني مطامع خود كند.

- يه مشت دلقك مفت خور از لس آنجلس ميگن لنگش كن

«يه مشت ديوانه پيدا شدن كه مي خوان مثل دن كيشوت، از لس آنجلس انقلاب راه بندازن».

اين مطلب را يكي از عناصر ضد انقلاب در سايت بالاترين عنوان كرد. وي به استناد تبليغات و توهم پراكني ماه ها و هفته هاي اخير شبكه هاي ماهواره اي ضد انقلاب نوشت: خيلي راه دوري نمي خواد برين، اگه ماهواره دارين فقط كافيه يه سري به كانالايي مثل «كانال يك» شهرام همايون و «آريامهر» سعيد سكويي بندازين. خيلي مسخره است كه آدم فكر كنه ميتونه از طريق يه كانال تلويزيوني معلوم الحال با چند صد نفر بيننده عجيب و غريب كه مجريش از فرط مفتخوري ديگه توي كادر تلويزيون 50 اينچ هم جا نميشه، بتونه رژيم جمهوري اسلامي رو به ميل خودش از طريق امواج ماهواره اي ور بندازه! نه؟

وي اضافه مي كند: تازه خنده دارتر از همه اينها وقتيه كه باد نمياد! چون اينا واقعا ميمونن حيرون كه از كدوم سمت بادش بدن. يه روز سبزن، يه روز قرمزن، يه روز خال خال پشمي ان و يه روز هم بيرنگ! خلاصه هر چي كه هست عين آفتاب پرست ميمونن كه به رنگ شاخه درخت درميان و ميگن درخت خودش رو همرنگ من كرده! به هرحال هر محفلي هم انگار بي تلخك و دلقك، محفل و مجلس نمي شه.

- ايران كابوس آمريكاست كاخ سفيد نبايد جريان براندازي را تنها بگذارد

نويسنده سخنراني هاي جورج بوش رئيس جمهور پيشين آمريكا خواستار همراهي و حمايت كاخ سفيد از جريان اپوزيسيون براي براندازي در ايران شد.

مايكل گرسون از عناصر نومحافظه كار است و برنامه هسته اي ايران را كابوسي بزرگ براي آمريكا مي داند. وي در روزنامه واشنگتن پست تاكيد مي كند: ماه گذشته ريچارهاس يكي از همكاران سابق من در دولت بوش كه اكنون رئيس شوراي روابط خارجي آمريكاست، در نيوزويك نوشت: «تغيير رژيم در ايران با جنبش سبز به يك فرصت استراتژيك تبديل شده است. بدين ترتيب مي توان توقف برنامه هسته اي جاه طلبانه ايران را كه از راه گفت وگوهاي شكست خورده عملي نشده، عملي كرد».

عضو تيم نومحافظه كاران فتنه سبز ايجاد بي ثباتي در ايران را بديل پروژه اشغال نظامي كه در عراق انجام شد معرفي مي كند و مي نويسد: «اهرم هاي در اختيار ما در برابر ايران محدود هستند؛ تحريم هائي كه سعي در وارد كردن ضربه به اقتصاد كشور دارند و يا بر روي سپاه پاسداران متمركز شده اند، كمك فني به فعالان براي دور زدن سانسور در ايران و استقرار سپر دفاع موشكي در منطقه. اما مهمتر از همه اينها اين است كه دولت اوباما بايد از يك خط ساخته ذهنش عبور كند و به جاي انتقاد صرف از وضعيت نابسامان حقوق بشر، به پيشبرد خلاقانه تغيير رژيم روي بياورد، جرياني كه در ايران دنبال تغيير رژيم است بايد بداند كه تنها نيست.

عضو اتاق فكر دولت بوش چند هفته پيش از اين در مقاله مشابهي در واشنگتن پست تصريح كرده بود: راهبرد ايران در خاورميانه با موفقيت همراه بوده و برنامه هسته اي اين كشور نيز از حمايت ملي و مردمي برخوردار است. به نظر مي رسد يك ايران هسته اي غير قابل اجتناب باشد و اين به فرهنگ غني ايران برمي گردد و اما براي هر دولتي در آمريكا، توانايي هاي هسته اي ايران يك كابوس استراتژيك است. تمايلات هسته اي ايران به جاي آن كه يك موضوع بحث برانگيز داخلي باشد، يك تعهد ملي متحد كننده است. اگر ايران پاي ميز مذاكره از برنامه هسته اي كوتاه نيايد، نفوذ آمريكا در خاورميانه به طور جدي به چالش كشيده خواهد شد.

- حالا چه وقت پخش سخنان امام از صدا و سيماست؟!

سخنگوي حزب كارگزاران با حمله به صدا و سيما گفت: صدا و سيما به جاي حل و فصل اختلافات سياسي جناح هاي داخلي، از اعتبار امام خميني و رهبري كه همه سرمايه نظام و كشور است براي ضربه زدن به يك جريان سياسي هزينه مي كند.

حسين مرعشي در گفت وگو با خبرگزاري ايلنا گفت: استفاده نابجا و نامناسب از سخنان امام در دهه فجر، ظلم به امام و انقلاب و مردم است. سخناني كه از امام پخش شده پاسخي به آتش افروزي جرياناتي است كه در سال هاي 60، مسلحانه نظام و انقلاب و مردم را مورد هدف قرار داده بودند.

مرعشي با بيان اينكه در آن زمان امام خميني(ره) شيطنت ها و جنگ افروزي ها را با قاطعيت پاسخ مي دادند، اظهار داشت: «استفاده كردن از آن سخنان براي محدود كردن اصلاح طلبان و معترضان هم امر خلاف واقع و هم اجحاف آميز بوده و هم استفاده ابزاري و هم زير سأال بردن و بد معرفي كردن امام است».

خوب است آقاي مرعشي توضيح دهد كه اولاً چرا همان گروهك هاي آتش افروز و مسلح (مشخصاً گروهك تروريستي منافقين و گروهك هاي سلطنت طلب و ملي گرا) مشخصاً و مكرراً از برخي سران فتنه و اصلاح طلبان اعلام حمايت كرده اند؟ ثانياً مگر ميدان دادن به گروهك هاي محارب و ضد انقلاب و عوامل ميداني سازمان هاي جاسوسي آمريكا و اسرائيل و انگليس، دعواي جناحي است كه صدا و سيما بخواهد بي طرف باشد؟ ثالثاً مشي افراطيون مدعي اصلاح طلبي چگونه مشيي است كه قابليت انطباق كامل با مشي گروهك هاي برانداز و نفاق قديم را دارد؟ به عبارت ديگر چرا ضمير به اين سادگي مرجع خود را پيدا مي كند؟ رابعاً آيا اصول استراتژيك خط امام جز «مرزبندي با استكبار و گروهك هاي نفاق، تأكيد بر اسلام ناب در برابر اسلام آمريكايي و التقاطي، و طرفداري از مستضعفان و پابرهنگان در برابر خوي كاخ نشيني و اشرافيگري و طلبكاري» است؟ و مدعيان بي صداقت اصلاح طلبي در جبهه كذايي آيا جز خلاف اين مباني خط امام عمل كرده اند؟ خامساً آيا حضرت امام هم مانند امثال آقاي مرعشي و برخي عناصر فراري كارگزاران كه اكنون در آغوش استعمار پير (انگليس) جاي گرفته اند، معتقد به ليبراليسم و سكولاريسم بود يا مانند اين حضرات اعتقاد داشت كه اسلام نظام حقوقي و سياسي ندارد؟! سادساً آيا مقابله با اركان جمهوريت و اسلاميت نظام و قانون اساسي، جز به انگشت نما شدن ديكتاتورهاي جديدي منجر مي شود كه امام با تيزبيني 30 سال پيش، اسلاف آنها را بي اعتبار كرد؟

به قول معروف بايد گفت هركس كه خربزه مي خورد بايد پاي لرزش هم بنشيند. خوي قانون شكني و گردن كلفتي و امتيازطلبي و استكبار زدگي با خوي ايراني و انقلابي و اسلامي نمي خواند. يك پا در ميان ملت و نظام و پاي ديگر در ميان دشمنان انقلاب، جمع نقيضين و محال است.

 
نظرها
محسن مهاجر: حرف هاي امام مرجع ضميرش پيدا شدهمينطورنيست آقاي مرعشي!!؟ (دوشنبه, 19 بهمن 1388 13:34)

نظر خود را وارد نمایید