| شناسه خبر:12283 |
سه شنبه, 18 بهمن 1390 17:52 |
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
|
|
احمد احمد در دوران مباره با حكومت ستمشاهي، براي اين كه پوششي براي مبارزاتش داشته باشد، مغازه اي را در يك پاساژ كه يك در آن به خيابان سيروي و در ديگرش به خيابان چراغ برق باز مي شود به صورت سرقفلي به قيمت 17 هزار تومان مي خرد.... نوید شاهد:احمد احمد در دوران مباره با حكومت ستمشاهي، براي اين كه پوششي براي مبارزاتش داشته باشد، مغازه اي را در يك پاساژ كه يك در آن به خيابان سيروي و در ديگرش به خيابان چراغ برق باز مي شود به صورت سرقفلي به قيمت 17 هزار تومان مي خرد. مقداري كاتالوگ و عكس و ... هم روي ميز مي ريزند كه اگر كسي آمد، نفهمد چه كار مي كنند. بعدها كه تغيير ايدئولوژي در سازمان منافقين پيش مي آيد، او همراهي نمي كند و بنابراين به او مي گويند كه ديگر آن جا نرود. احمد احمد زنداني مي شود و در زندان به شهيد عراقي سفارش مي كند كه اگر آزاد شدي برو آن پول (17هزار تومان) را بگير و به خانواده ام بده كه استفاده كنند. حاج مهدي عراقي حدود 6 ماه، زودتر از احمد احمد آزاد مي شود. احمد احمد هم خيالش راحت بوده كه حاج مهدي آن پول را مي گيرد و به خانواده اش مي دهد. مدتي مي گذرد و احمد احمد هم آزاد مي شود. حاج مهدي عراقي فوراً سراغ او مي آيد و مي گويد: من آن پولي را كه گفتي گرفته بودم و خواستم به خانواده ات تحويل بدهم، اما حالا كه خودت آزاد شده اي، آن را به خودت مي دهم و پول را مي دهد و مي رود. يك روز كه احمد احمد براي ديدن يكي از دوستانش كه مغازه خياطي دارد به رو به روي همان مغازه مي رود از آنها مي شنود كه منافقين آمده اند و آن 17 هزار تومان را از صاحب پاساژ گرفته اند و رفته اند ... . احمد احمد بعد از مدت ها متوجه مي شود كه شهيد حاج مهدي عراقي، آن 17 هزار تومان را از خودش داده بود.
|