feed-image

کارشناس حقوقی

مقاله و يادداشت

شناسه خبر:4240 شنبه, 15 اسفند 1388 11:51 چاپ نسخه چاپی
پست الکترونیکی ارسال به دوستان
جنگ سایبری یک فرزندشهید
نوشته شده توسط حسين قدياني   

نیم ساعتی از ساعت سه گذشته و در این دل شب، سبزها هر آنچه فحش و ناسزاست دارند بار پدر شهیدم می کنند. 68 نفر آن لاین در "قطعه 26" به دستور دشمنان آن سوی آب، به پدرم، به پدر شهیدم، به مادرم به همه دار و ندارم، هر آنچه بر زبان شان جاری است دارند نثار می کنند. ظاهرا دو سه تا سایت ضد انقلابی و هتاک به سبزها آمار وبلاگ مرا داده اند تا بیایند و بد دهنی کنند و برگردند. شب عجیبی است. یک تنه از پس همه شان برآمده ام و حالا وضویی ساخته ام و نشسته ام به "دل نوشت". فرقه سبز حالا همه شان خواب شان برده. سوسول ها به سوراخ موش برگشته اند. بچه ننه ها هیچ کدام جگر این را نداشتند که با نشانی، کامنت بگذارند، از بس که بزدل اند. زمان خواب بچه ننه ها، تازه اول سر شب ماست. دشمن من اسراییل است، نه بچه های گروهبان قندلی. بروید با پدر و مادرتان؛ آمریکا و اسراییل بیایید. من اما تا آخر عمرم به شما فحش بدهم حق دارم ولی رهبر من "سید علی" است و من عارم می آید در کشوری که سایه نایب امام زمان بالای سر آن است، زبان به ناسزا باز کنم. "وحید جلیلی" بزرگواری کرده و گفته؛ "من تراز ادبیات انقلاب اسلامی را بالا برده ام". آقا وحید! شما استاد مایی، امشب اما سبزها تراز بی ادبی فرقه سبز را از آنچه قبلا بود، بالاتر بردند. من می دانم ماموریت این هتاکان به خون پدرم و به ناموسم چیست. من اما می خواهم به همه این دشنام دهندگان و با صدایی رسا بگویم که در نقشه تان شکست خورده اید. اگر هدف تان به سکوت کشاندن من است، چونان پدر شهیدم اعلام می دارم؛ "حزب الله می جنگد، می میرد، سازش نمی پذیرد". اگر هدف تان این است که من با دیدن این همه فحش رکیک، خسته شوم و دفاع از ولایت فقیه را به خواص بی بصیرت، به ناطقان ساکت، وا نهم، بلند فریاد می زنم؛ " من اهل گوگل نیستم، خامنه ای. دات. آی. آر تنها بماند". من حتی در فضای مجازی هم راضی به تنها گذاشتن علی نیستم. اتفاقا مرادم از علی در اینجا، فقط "سید علی" است. پس امشب نقشه دشمن، نقش بر آب شد و هنوز ناسزاها پایان نیافته، من دارم به سید علی می نازم. من امشب کفن پوشیده ام در خط مقدم اینترنت و دارم پاسداری می کنم از علی در فضای مجازی. دیدید ناسزاهای تان کارگر نیفتاد؟ دیدید من خسته نشدم؟ دیدید علی در فضای سایبر تنها نیست؟ حالا باز هم به پدر و مادر من فحش بدهید. پدر و مادرم فدای راه نائب امام زمان. من امشب آبرویم نزد خدا بیشتر شد. پدر من رفت شهید شد و سبزها با این فحاشی ها سهم یتیمی مرا به خوبی دادند. من با خدا معامله کرده ام نه با شما اما عیبی ندارد؛ شما سهم مرا با ناسزا بدهید. با الفاظ رکیک. کور خوانده اید. امشب عشق من به سید علی دو صد چندان شد. باخته اید جنگ را. کاری از فحش های تان برنیامد. من حالا وبلاگم دوی بعد از نصف شب بیشتر از سایت سران فتنه بازدید کننده دارد. اینجا را هم باختید! چند شب دیگر ناسزا بگویید، من جهانی خواهم شد. امشب بازدیدکنندگان وبلاگ تازه تاسیس من به برکت بد دهنی شما از آرای شیخ از همه جا بی خبر بیشتر شده است. دیدید جنگ را باختید. ملت باز هم به شیخ خندید. من باز هم مردم ایران عزیز را خواهم خنداند به بلاهت مهندس و شیخ. قلم من به این راحتی ها قفل نمی شود. من لایق این ناسزاها که شما بار خانواده ام کردید، نیستم. جلوی همه فحش های رکیک تان یک آینه گذاشته ام به این بزرگی. دیدید باختید. حالا باز فحش بدهید. حالا باز به یک فرزند شهید و خود شهید ناسزا های بد و بی راه بگویید. حالا باز به پدر شهید من فحش بدهید. آب از آب تکان نمی خورد، چون فحش بچه صلوات است. چون به حرف گربه سیاه باران نمی آید. آی، آقای ناطق نوری! آقای قالیباف! آقای جام زهر! آقای پرسه در مه! آقای شیخ دیپلمات! آقای گل اندیش! دفاع از ولایت فقیه را از من یاد بگیرید. امشب به اندازه تمام عمر شما به من فحش دادند ولی فدای یک تار موی آبدارچی بیت رهبری. ناموس من شهرداری تهران بزرگ نیست. بزرگ تر از این حرف هاست. مجلس نیست. مجمع تشخیص نیست. ناموس من جمهوری اسلامی است. شرف من ولایت فقیه است. شما به خاطر انتقاد من از خودتان، در سایت های تان مرا به باد حمله گرفتید. اما مبادا سبزها را به خاطر فحاشی علیه یک شهید، ملامت کنید؛ از رای تان در انتخابات دوره بعد کم می شود! سبزها به من به خاطر دفاع از ولایت فقیه فحش می دهند، به شما چرا فحاشی نمی کنند؟ چون شما تنگه احد را به تونل توحید، فروخته اید. من تازه دارم می فهمم راز "حدید" را. راز این انگشتر جدید را. راز این "باس شدید" را. راز این فحش های مدید را. این روزها نگین انگشتر مولای ما نام سوره ای "مدنی" است:

"آن روز مردان و زنان منافق به کسانی که ایمان آورده اند می گویند؛ ما را مهلت دهید تا از نورتان اندکی برگیریم. گفته می شود؛ باز پس برگردید و نوری درخواست کنید. آنگاه میان آنها دیواری زده می شود که آنرا دروازه ای است؛ باطنش رحمت است و ظاهرش روی به عذاب دارد. دو رویان، آنان را ندا در می دهند؛ آیا ما با شما نبودیم؟ می گویند؛ چرا، ولی شما خودتان را در بلا افکندید و امروز و فردا کردید و تردید آوردید و آرزوها شما را غره کرد تا فرمان خدا آمد و شیطان مغرور کننده، شما را درباره خدا بفریفت. پس امروز نه از شما و نه از کسانی که کافر شده اند، عوضی پذیرفته نمی شود؛ جایگاه تان آتش است؛ آن سزاوار شماست و چه بد سرانجامی است. آیا برای کسانی که ایمان آورده اند هنگام آن نرسیده که دل های شان به یاد خدا و آن حقیقتی که نازل شده، نرم و فروتن گردد و مانند کسانی نباشند که از پیش بدانها کتاب داده شد و عمر و انتظار بر آنان به درازا کشید و دل های شان سخت گردید و بسیاری از آنها فاسق بودند؟ بدانید که خدا زمین را پس از مرگش زنده می گرداند. به راستی آیات خود را برای شما روشن گردانیده ایم، باشد که بیاندیشید. در حقیقت مردان و زنان صدقه دهنده و آنان که به خدا وامی نیکو داده اند، ایشان را پاداش دو چندان گردد و اجری نیکو خواهند داشت. و کسانی که به خدا و پیامبران وی ایمان آورده اند، آنان همان راستینانند و پیش پروردگار شان گواه خواهند بود و ایشان راست اجر و نور شان و کسانی که کفر ورزیده و آیات ما را تکذیب کرده اند، آنان همدمان آتش اند. بدانید که زندگی دنیا در حقیقت، بازی و سرگرمی و آرایش و فخر فروشی شما به یکدیگر و فزون جویی در اموال و فرزندان تان است. مثل آنها چون مثل بارانی است که کشاورزان را رستنی آن باران به شگفتی اندازد، سپس آن کشت، خشک شود و آن را زرد بینی، آنگاه خاشاک شود. و در آخرت دنیا پرستان را عذابی سخت است و مومنان را از جانب خدا آمرزش و خشنودی است و زندگانی دنیا جز کالای فریبنده نیست. برای رسیدن به آمرزشی از پروردگارتان و بهشتی که پهنایش چون پهنای آسمان و زمین است و برای کسانی آماده شده که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده اند، بر یکدیگر سبقت جویید. این فضل خداست که به هر کس بخواهد آن را می دهد و خداوند را فزون بخشی بزرگ است. هیچ مصیبتی نه در زمین و نه در نفس های شما به شما نرسد، مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابی است. این کار بر خدا آسان است. تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به سبب آنچه به شما داده شده است، شادمانی نکنید و خدا هیچ خودپسند فخر فروشی را دوست ندارد. همانان که بخل می ورزیدند و مردم را به بخل ورزیدن وا می دارند و هر که روی گرداند، قطعا خدا بی نیاز ستوده است. به راستی ما پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو فرود آوردیم تا مردم به انصاف برخیزند و آهن را که در آن برای مردم، خطری سخت و سودهایی است، پدید آوردیم، تا خدا معلوم بدارد چه کسی در نهان، او و پیامبرانش را یاری می کند. آری، خدا نیرومند شکست ناپذیر است".

***

این روزها رهبر ما با همان نگین انگشتر علی(ع) در جنگ خیبر، به جنگ سران کفر رفته است. روی این "حدید" نقش بسته "یا ظافر". مولای ما پشت فتنه سران فتنه را با همان "شرف الشمس" بر زمین زد. "حدید" برای نبرد ماه است با آنها که می خواهند جلوی ظهور خورشید را بگیرند. جنگ بزرگ تری در راه است. شب پرستان می خواهند تاریکی را جهانی کنند ولی حضرت ماه به استقبال نور خورشید رفته است. ای نیرومند شکست ناپذیر! ای ظافر! "حدید" را دگر بار بر اغیار طفر ده. ای ظفر دهنده! دست جانباز ماه را به دست خورشید برسان و "حدید" را در این جنگ جدید، ظافر باش. یا ظافر.

تذکر:

1-   معذور بودم از نمایش گوشه ای از ادب فرقه سبز در کامنت ها. بالاخره باید معلوم شود مدعیان ادب، تا چه حد بی ادب و بی نزاکت اند.

2-   من خود رگ و ریشه ای آذری دارم. ترک های ما با بصیرت تر از آنند که در دام فتنه سایت های ضد انقلاب بیافتند. آذری زبان ها آنقدر با انقلاب پیوندشان عمیق و البته دقیق است که هرگز اجازه ندادند پای موسوی به شهرشان باز شود. من خود ترکم و کسی که به آذری بودن خود افتخار می کند، شاید سران فتنه را نقد کند ولی هرگز در وادی اهانت به آذری های عزیز نخواهد افتاد. پس بلند بالا و با افتخار می گویم؛ یاشاسین آذربایجان. آذربایجان، اویاخدی، اینگلابا، دایاخدی. حتی زنده باد "تراختور". من یک موی تیفوسی های تراختور را به تمام دنیای فرقه سبز به سران فتنه به خصوص به میر حسین نمی دهم. پس الکی میان من و قومم اختلاف نیاندازید. تبریز تمیز ترین شهر دنیاست و پر است از فدایی سید علی.

حسين قدياني

 
نظرها
سوادكوهي: عالي بود برادر بسيجي و رزمنده دلير دمت گرم. تا خون در رگ ماست راه پدرمان در برابر ماست (پنج شنبه, 16 ارديبهشت 1389 08:09)
میثم: یاشاسین ایران یاشاسین سیدعلی یاشاسین غیرتلی بسیجیلر یاشاسین قدیانی (چهار شنبه, 15 ارديبهشت 1389 08:52)
مهدی گلستانی بخت: وحدت کلمه خمینی را تا ابد فراموش نکنید تا کشورمان بادستان ایرانیان نگین جهان شود (چهار شنبه, 15 ارديبهشت 1389 02:37)
بچه مشهدی!: خیلی حال کردم داداش ، دمت گرم ، بتاز که انقلاب به تو وامثال توخیلی احتیاج دره علی یارت (سه شنبه, 31 فروردين 1389 04:16)
طاهره بردبار: با درود به روح پر فتوح پدرت نمیگویم سلام بر شما بلکه میگویم درود بر پدرت چرا فرزندی مثل تو پدر را بر خود ترجیح میدهد امیدوارم همچنان ادامه دهنده ی راه پر افتخار پدرت باشی و در پناه حق و زیر سایه مقام معظم ولایت آقا سید علی خامنه ای سربلند باشی رهبر عزیزی که در این روزهای غریب هروقت دلمان از این بی حرمتی ها میشکند نصایح پدرانه اش آرام جان تمام فرزندان شهداست به امید حق جاودانه خاشعانه خاضعانه ادامه دهنده ی راه پدرانمان باشیم یا علی (دوشنبه, 30 فروردين 1389 12:46)
مهدی: دل نوشته ! دل گویه ..واقعا حال کردم...خدا نگهدارت که خون پدرت در تو می جوشد...یا علی! (پنج شنبه, 26 فروردين 1389 09:53)
یک دوست: درود بر بسیجی (یک شنبه, 22 فروردين 1389 14:28)
گمنام: یادمون باشه ما شیعیان وارثان ائمه علیه السلام هستیم همونطور که پیامبر و امامان ما تحت فشار و ظلم و ناسزا گویی کفار بودند ما هم باید باشیم به عبارتی دیگه ما بسیجیا باید فحش خورمون خوب باشه. یا علی (دوشنبه, 16 فروردين 1389 22:05)
حسین: برای شادی روح شهید حسین غلام کبیری صلوات (یک شنبه, 15 فروردين 1389 08:07)
صادق: بی‌خیال از این آشغالا وطن فروش تو همه سایت‌ها بخصوص یوتیوب فتو فراوون هستند،مدعی دموکراسی هستن ولی‌ ذره‌ای از دموکراسی اطلاع ندارند،باز خدا خیرت بده از کوره در نمیری،ولی‌ من خودم به شخصه آتشو با آتش جواب میدم اونم صد برابر آتش قویتر،اگه کسی‌ به خاطره شهدا توهین کنه توهین میشنوه،بابت چی‌ ما باید مظلوم باشیم. صادق از کانادا (سه شنبه, 25 اسفند 1388 07:01)
یاری آشنا از تبریز: آذر بایجان مهد تمدن ایرانو بقول امام ( ره) سرایران است و تبریز اولین پایتخت شیعی جهان اسلام و خون ولایت در یکایک آذری جریان دارد بطوری که هر کس در وسع و اندازه خود - خود را سرباز آقا امام زمان و نایب برحقش آیت ا... خامنه ای میداند سرداران بزرگ فدایی ولایت وعلامه ها و .... همگی در طول تاریخ این موضوع را با جان خود و به ثبت رسانده اند و تمامی سران فتنه و آشوب باید بدانند هیچ جای ایران منبعد برای دسیسه و مکر آنها امن نخواهد بود . ... و مکرو و مکرالله ولله خیرالماکرین (شنبه, 22 اسفند 1388 09:19)
حسين: سلام حاجي خيلي اسمي نوشتي. دم قلمت گرم. (شنبه, 22 اسفند 1388 07:08)
مسعود: ناراحت نباش چون بسیجی تا زنده است رزمنده است ما همه سربازه توییم خامنه ای گوش به فرمانه توییم خامنه ای (پنج شنبه, 20 اسفند 1388 13:07)
احمد: سلام ما بر شما و بر قلم روانت. خسته نباشی دلاور. (دوشنبه, 17 اسفند 1388 19:39)
هم وطن: سلام رحمت بر آن شير پاکی که خوردی کاش مثل شما چند نفریی که قلم به اين شيوایی و پاسدار ولایت اند در جامعه از ارزش های واقعی انقلاب در فضای ملتهب و نا سالم سایبر (البته در این مقطع زمانی ) پاسداری می کرد رحمت به پدر و مادرت خواهش می کنم در حمایت از رهبر مظلوممان باز هم قلم فرسایی بفرمایید من هم اگر فضای لازم برای گفتن بعضی از گلایه ها و بغض هایی که از برخی از هم وطنان خودمان می بینیم را داشتم شاید مطلبی می نوشتم باز هم از شما تشکر می کنم خداوند نگهدار شما باشد (دوشنبه, 17 اسفند 1388 10:42)
کبوتر حرم: سلام , دل نوشته هاتون , دل گویه های ما هم هست . روحمون و دلمون آروم میشه با خوندن نوشته هاتون. مواظب قلمتون باشین ... (دوشنبه, 17 اسفند 1388 06:44)
محمود: سلام علیکم من تازه با قلم شیوای ایشون آشنا شدم و بدیهی است که دشمن تحمل هنر با تعهد را ندارد اما مگر دعای امام زمان و ناءب بر حقش برای دنیا و آخرت ما کافی نیست؟ دیگر چه می خواهیم. من به آقای قدیانی بابت تک تک این ناسزاها تبریک می گویم مگر امام نفرمود اگر روزی دید آمریکا از شما تعریف می کند بدانید یک مشکلی در شما هست . الان هم وضع به همین صورت است اگر نوکرهای آمریکا و اسرائیل از کنار ما گذشتند یعنی بود و نبودمان فرق چندانی برای دفاع از اسلام ندارد اگر از ما تعریف کردند یعنی در صف دشمنان اسلامیم اما اگر رودر روی ما ایستاند جای شکر دارد که خری در چشم دشمنان اسلامیم (یک شنبه, 16 اسفند 1388 19:39)
آشنا: سلام ما و تمام عاشقان ولایت فاییان سید علی خامنه ای هستیم و تا قطره ایی خون در رگهایمان جاری است همه را در راه نائب برحق امام زمان تقدیم خواهیم کرد . دست مریضاد (یک شنبه, 16 اسفند 1388 08:40)

نظر خود را وارد نمایید