feed-image

کارشناس حقوقی

مقاله و يادداشت

شناسه خبر:3883 سه شنبه, 27 بهمن 1388 14:31 چاپ نسخه چاپی
پست الکترونیکی ارسال به دوستان
چرا چنین!
نوشته شده توسط محمدحسن غلامعلیان   

...... می گفت کلاس اول دبیرستان بوده که به جبهه رفته......می گفت وقتی خونین شهر خرمشهر شد درکنار سردارشهید حاج احمد کاظمی بوده ودرجشن بازپس گیری خرمشهر شرکت داشته......می گفت مدرسه اش جبهه بوده وکلاسش سنگردفاع ارزش ها......می گفت میدان جنگ دانشگاهی بوده به وسعت تمام دانشگاههای جهان که دانشجویانش نوجوانان وپیرانی بوده اند که لباس رزم برتن کرده ورشته ایثار وشهادت را برگزیده وبه هواهای نفسانی پشت پازده وبه جای قلم ودفتر وکیف ،کوله پشتی وسلاح ومشق عشق زینتشان بوده وآمده بودند تادوره دبیرستان ودانشگاه را درکلاس مقدس پیروی از ولایت طی کنند ......می گفت حال وهوای جبهه آنچنان شوری دردل ها انداخته بود که همه داوطلب معامله با خدا بودند......می گفت آنجابرتری از آن کسی بود که تقوایش بیشتر بود ،همه لباسی به رنگ خدا برتن داشتند وپارچه ای سیاه وسفید که گاه عرق وخاک را از صورتشان می زدود وگاه زخم هایشان را باآن می بستندتاجلوی فوران خون داغ رابگیرد......می گفت اگرمقام مسئولی آنجا می آمد اوهم درکنار دیگررزمندگان برسر سفره نان وکنسروی که مردم برای رزمندگان فرستاده بودند می نشست......می گفت آنجا کسی برای گرفتن مدرک نیامده بود،همه آمده بودند تا گرین کارت بهشت را صاحب شوند......می گفت امروز بادیروز خیلی فرق کرده،خیلی ها کارت ورود به بهشت را گرفتند وامروز نزد خالقشان روزی می خورند، عده ای سر درجیب تفکرفرو برده اند وافسوس به جا ماندن ونرفتن را می خورند وقلیلی هم به جایی رسیده اند که دیگر نه دست کسی به آنها می رسد ونه چشمانشان آنقدر نور دارد که یارانشان را ببینند......می گفت اکثریت خانواده شهدا وایثارگران به این باور نرسیده اند که چه کار عظیمی کرده اند......می گفت ایثارگران آنقدر جایگاهشان رفیع است که اگر خود به آن پی ببرند این مسئولین هستند که باید به سراغ آنها بروند ومشکلاتشان را برطرف کنند......می گفت کدام تشکل فراگیر را تشکیل دادید واهداف وآرمان های شهدا وایثارگران را به مردم فراموشکار معرفی کردید......می گفت هیچگاه به این فکر افتاده اید که پدر یا مادر، همسر یافرزند،خواهر یا برادر یک قهرمان یا خود قهرمان ملی هستید......می گفت کارکنان بنیاد شهید وامور ایثارگران خود همه از این خانواده اند وهر آنچه از دستشان برآید انجام می دهند ولی متاسفانه دستشان کوتاه وخرمابرنخیل......می گفت اوخود ازاین خانواده است،باپایان گرفتن جنگ به خانه برگشته ودرس خوانده واینک درخدمت خانواده بزرگ ایثارگران است.

مطالب بالا قسمتی از سخنان دکتر فرامرزی درسومین گردهمایی معتمدین معین بنیاد شهید وامورایثارگران استان اصفهان بود که سعی شد انشاالله درنهایت امانتداری درج شود.  امابه راستی چه کسی یا کسانی درارتقاء منزلت اجتماعی ایثارگران مقصر هستند؟ مجلس که درراس امور است ونمایندگانی که به خواب عمیق فرو رفته اند؟ دولت هایی که آمدند ورفتند وفقط شعار دادند، یاایثارگرانی که با گذشت بیش از ربع قرن نتوانسته اند یک گردهمایی سراسری داشته باشند؟........تقاضا می کنم با ارائه نظرات ارزشمندتان یاریمان کنید.

بهمن ماه 1388 شمسی

 
نظرها
امیری55درصد: به قولی یه تخته اش کمه یا یه پایش *می لنگه چرا که تو شناساندن ما سعی کردند به جای واقعیت ابتدا خودشونو تبرئه کنند بله دوست من از وقتی که ابتدای فیلم آزانس شیشه ای نوشته شد این فیلم بار اساس واقعیت نیست میبایست میفهمیدیم که این حقیقت هرگز حقیقت نخواهد شد چرا که یه تخته اش کمه! ناز شست حاجی گرینف! فقط این وسط خدا رحمت کنه رسول ملا قلی پور را.. میم مثل مادر ....یا جیم مثل جانباز جیم مثل جرح مثل رخم مثل درد و... در انتظار التیام دست دکتر فرامرزی درد نکنه که این مطالب رو گفت مطالبی که همه ما از نزدیک شاهدش بودیم و دیدیم خلوص مردان بی ادعا را هدفی جز رضای خدا نداشتند.. همین هدف چه جالب و چه زیبا پاسخی شده برای راحتی بعضی ها.. شما که برای رضای خدا رفتین(پس برین وبذارین ما راحت باشیم!)غافل از این که یک کاگر یا یک کشاورز هم برای رضای خدا بیل میزند اما بدون ریالی دستمزد نمیتواند شکم زن و فرزندش را سیر کند امیری55درصد (شنبه, 08 اسفند 1388 23:41)

نظر خود را وارد نمایید